رو کلمه دوست دارم رمز گذاشته بودیم.
مثلا تو جمع که نمیشد بگه دوسم دارم میگفت هوا چقدر گرمه.از این دیوونه بازیا که هرکی به یه شکل تو رابطه اش داره.
وقتی باهم تو دانشگاه بودیم شاید روزی صد بار گرمش میشد.
حتی یادمه یه بار برف میومد، باهاش قهر بودم و با فاصله از هم راه میرفتیم.
وسط خیابون داد زد: خدایا خودت شاهدی میبینی که چقدر گرمه.
همه کسایی که دورو برمون بودن با تعجب نگامون میکردن. فقط من بودم که گفتم منم گرممه.
[ ] [ ] [ سامان ] [ ]
رمز دوست داشتن...ما را در سایت رمز دوست داشتن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 127